|
هرکه با احساس باشد عاقبت خواهد شکست، اين جواب سادگي است من بی پناهم تو بی گناهی دل به تو دادم چه اشتباهی از تو کشیدم شکل کبوتر نقاشی ام رو بگذار و بگذر تو این نبودی من بد کشیدم آخه دلت رو هرگز ندیدم تو بی گناهی من بی پناهم ایمن بمانی از اشک و آهم هوای بی تو بودن خالیه توش نفس نیس
به تو اندیشیدن را عادتی ساختم در غم تنهایی خویش یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود دلکم با غصه هاش نشسته بود دل من عادت بچه ها رو داشت تو سینه ش یه عالمه صفا رو داشت طفلکی مشکلش این بود که فقط جای آبنبات چوبی لباتو خواست عشقش این بود که به جای عروسک شبا تو بغلی از تو می خواست فکر می کرد اگه به تو می رسید دیگه طفلکی گنج هفت دریا رو داشت حیوونی چه سختی ها رو می کشید می خواست حالیت بکنه عاشقته چشم تو صداقتش رو نمی دید توی این دنیای پر از مکر و فریب حرف راست رو باید از بچه شنید با یه اخمت یه هو گریش می گرفت سیل اشک جمع می شد توی چشاش با یه لبخند قشنگ میشکفت روی لپای تپلش نرسید دلک بازیگوش من به دلبرش نرسید تا قصه هاش افسانه شد دردم درد "بی کسی" بود
رفتی و ندیدی که بی تو شکسته بال و خسته ام دلبر من ندیدنت برای من رفتنت از کنار من آتیش به جونم می زنه عاشقتم عاشق اون نگاتم ندیدن چشاتم عاشق و سر به راهتم نگفتن دوست دارم آتیش به جونم می زنه خسته شدم ، خسته از این جدایی ها دیدن بی وفایی ها آتیش به جونم می زنه تو واسه بهار این دل همیشه خزون و زردی بگو تا بزار بدونم آخه تو با من چه کردی؟ تو مثل کو ه های پر برف واسه من خاموش و سردی می دونم دروغ می گفتی می ری و باز بر می گردی آره از تو عشق زیبا من فقط یه چیزی می خوام توی این دنیای سنگی من فقط عشقت رو می خوام من می خوام باشی تو یارم بمونی همش کنارم ببینی که با نبودت از جدایی ها بیزارم از جدایی ها بیزارم
نمی دونم که چی می شه کی واسه ی کدوم می شه فقط من از خدا می خوام این قصه خوب تموم بشه شايد اشتباهه اما عاشقا دروغ مي گن آدماي مهربون و با وفا دروغ مي گن اونا كه مي گن تا هميشه ديوونتن بزار بي پرده بگم كه به شما دروغ مي گن اونا كه مي يان به اين بهونه كه اومدن از توي شهر قشنگ قصه ها دروغ مي گن اونا كه فدات بشم تكه كلومشون شده به تموم آسمون ها به خدا دروغ مي گن اونا كه با قسم و آيه مي خوان بهت بگن تا قيامت نمي شن ازت جدا ،دروغ مي گن دلم می خواد یه سبد پر نارنج بزارم جلوی اسم قشنگت که هیچ وقت غبار رنج روی صورت مهربونت نشینه!!
هنوز هم دلواپس هیچکس نیستی؟ خوش به حال دل بی دلواپسی ات. الهی چشم براه هیچ کس نمانی نگرانی درد بدیست یک نگاه گاهی انسان را به جرم هیچ به اشدّ مجازات می رساند راستی یه سوال محض رضای کسی که شاید روزی دلت برایش شور بزند بگو بدانم این تو نبودی که قانون جدایی را تصویب کردی؟ نزار بازم بمونم تو حسرت نگات
خاطره شد یادگار از فراغ منو تو صبحت به خیر عزیزم با آن که گفته بودی دیشب خدا نگهدار در جان عاشق من شوق جدا شدن نیست این بار غصه ها را از دوش خسته بردار باران ، نبار که از صدات دوباره گریه م می گیره دل من حالش خوشه اصلا بلد نیست بگیره ولی خیلی تنگ میشه گاهی میترسم بمیره اما بازم به خودش میاد و سوسو میزنه باز حیاط خلوت دلمو جارو میزنه می گمش تا کی می خوای عاشق باشی و بشکنی به روی خودش نمیاره و میگه با منی؟
حقیقتش تلخه ، ناعلاجه ، درد رو به درد می آره ، ذره ذره خردت می کنه امه باید گفت ، و حقیقت اینست که منم یاد گرفتم که چی جوری با دنیا کنار بیام و خبر بسیار ناگوار است . بله ، من از یک شکست عاشقانه می آیم. جریمه ی عشق توئه که تنها موندم با خودم با رفتن او حسرت دیدار به جا ماند یک قلب ترک خورده ی تبدار به جا ماند در قالب یخ بسته ی احساس درونم یک درد دل ساده و بیمار به جا ماند من با نفس آیینه ها زیسته بودم با رفتن او چشم گوهر بار به جا ماند دستی که تکان خورد خداحافظی اش بود تنها اثر رفتنش این بار به جا ماند تا امدم از کوچه صدایش کنم او رفت دستان گره خورده به دیوار به جا ماند با رفتن او رفتن او تا ابدیت یک قلب ترک خورده ی تبدار به جا ماند توی تنهایی و غربت بی کس و بی یار بمیره
دلت گرفت بگو خودم گریه کنم به جای تو اونی که گفتم نرو گفت نمی شه ، دیروز دیگه رفت واسه ی همیشه وقتی می خواست بره اون منو صدا کرد، وایساد و تو چشام خوب نگاه کرد گفت می دونی خودت برام عزیزی این اشکها رم بهتره نریزی مجبورم برم که سفر چاره ی کارمه یاد اون خاطرات مرهمه دل پارمه تقدیر ما از اول همین بود یکی تو آسمون و اون یکی زمین بود تو تقدیر ما هر چی حیروونیه ماله خطوط روی پیشونیه شاید اگه دائم بودی کنارم یه روز می دیدم که دوست ندارم می خوام برم و تا ابد بمونم ، سخته برای هردومون می دونم آره گفتی کسی که می شه ستاره ، هیچ چاره ای به جز سفر نداره گریه نکن گریه هاتو نگه دار، لازم می شه گریه وقت دیدار دارم می رم عکسات ولی تو قابه می شنوه حرفمو ولی بی جوابه بارون که بارید برو زیر بارون به یاد دیدار اون روزامون تو چمدونم پر عطر یاسه، چشام با چشای تو در تماسه رفتن من از تو سرنوشته همونی که رو پیشونیمون نوشته فکر نکن دوری و اینجا نیستی قلب من اونجاس تو تنها نیستی منتظر شعرا و نامه هاتم ، هر جا می ری، بدون منم باهاتم غصه نخور زندگی رنگارنگه یه وقتایی دور شدن هم قشنگه دیگه سفارش نمی کنم عزیزم ، نزار منم اینجوری اشک بریزم شاید یه روزی به هم رسیدیم ، همدیگه رو شاید یه جایی دیدیم مراقب گلدون اطلسی باش ، یه وقتایی منتظر کسی باش کسی که چشاش یه کمی روشنه شاید یه قدری هم شبیه منه دیگه باید برم خیلی دیره ، فقط نزار خاطرمون بمیره با خداحافظی منو در به در کرد، اشکامو دید و بعدش سفر کرد از وقتی رفت دستام رو به آسمونه، شاید پشیمون بشه برگرده بمونه فهمیدم امروز سفر هم یه درده ، من چی کار کنم اگه که برنگرده؟ پشت سرش می ریزم آب یه دریا ، منتظر می شینم بی تاب تا فردا الهی که بدون هیچ فرودی بشه ستاره و برگرده به زودی دیگه شدم سلطان غم ، اشتباه کردی منو گرفتی دست کم اسم قشنگت ، با یه بغض ، همیشه تو گلوی من
کاش نزاریم سرنوشت تو بازیمون برنده شه می بینی سکوتم را؟ می بینی درماندگی ام را؟ می بینی نداشتنت چه بر سر فریاد خاموشم آورده است؟ می بینی دیگر رویای داشتنت هم نمی تواند تن لرزه های شبانه ام را آرام کند؟ میبینی هق هق نگاهم چه سرد بر دیواره ی همیشه جاودانه ی نبودنت مشت می زند؟ می بینی؟ دیگر شانه هایم تاب تحمل خسته گی هایم را ندارد. دیگر حتی حسرت باران هم نمی تواند حسرت نداشتن تو را کم کند. دیگر آنقدر بغضم سنگین شده است که توان گریستن نیست... وقتی تو مال من بشی ، دنیا داره یه خوشبخت
اگر غم نیز ترکم کند ، تنهای تنها می شوم هوس از چشمای تو می بارید و، من ساده ، عشق و دیدم تو چشات می خوام از دوری تو جون بکنم، ولی به چشمای تو رو نزنم تو خودت خواستی واسه همیشه من، تو و چشماتو فراموش بکنم دیگه چشماتو فراموش می کنم دیگه بسته می خوام تمومش بکنم دیگه دستاتو می سپرم به خدا آخه از دل من داری می شی جدا برو نازنینم تا ابد دیگه جا نداری تو دلم دیگه اسم تو رو نمی خوام به زبون بیارم همه چی پایه چشات کشیدم بستمه به خدا بریدم من گناهم اینه ، عشق و پاک می دیدم تو چشات عکس منو، تو دلت یاد کسی تو که ادعات می شد واسه من همنفسی!! اسم عشق رو لب تو، تو چشات خیانته حتی دوست داشتنت هم ، به خدا یه عادته فکر میکردم تا ابد موندگاری واسه من اما امروز می بینم دیگه مردی تو دلم راهتو بکش برو تا فراموش بکنم دیگه چشمای تو رو دیگه چشماتو فراموش می کنم دیگه بسته می خوام تمومش بکنم دیگه دستاتو میسپرم به خدا آخه از دل من داری میشی جدا من که ساده بودم مثل تو نبودم ، دروغگویی رو من بلد نبودم من که تو روهدیه از خدا میدیدم ولی مثل تو رو بی وفا ندیدم دیگه داره باورم می شه رفتی و پیشم نمی آیی در این دنیا که مردانش عصا از کوری می دزدند من خوش باور نادان از این مردان محبت آرزو کردم
سکوتم از رضایت نیست دلم اهل شکایت نیست من از اشک چکاوک می نویسم من از مردان نامرد می نویسم من از مردن من از ماندن من از خندیدن باران ، هزاران حرف بی زبان دارم من امشب می نویسم از غم دل من امشب زیر پای بی وفایان خار می کارم منم که خنده ی دیو را ثبوت عشق می خواندم؟؟ در این بودم که خواب غفلتی رفتم من امشب می نویسم از در و دیوار های بشکسته از این احساس ویرانه از این عشق حقیرانه از این یار بیگانه تو آن نامردی که سالها به دورت مثل یک پروانه گشتم مرا دیوانه می خواندی من از کرده پشیمانم من از مردم گریزانم من امشب سخت می سوزم نمی پرسی از این حالم؟؟ خدایا من چه بدکارم پشیمانم پشیمانم پشیمانم بسوز ای دل که نامردان برای یک قطره اشکت منتظر بودند من امشب می نویسم از این تقدیر بی هنگام از این عشق و سبک بازی از این دیوانه کاری و هوس بازی من امشب می نویسم از این شمعی که می سوزد تا بسوزاند مرا، تا بسوزاند خشت های خام بی وفایان را من امشب می نویسم که از کرده... پشیمانم ...پشیمانم ...پشیمانم شادی ات را با عذاب آلوده می سازم
سوختم باران بزن شايد تو خاموشم کني شايد امشب سوزش اين زخم ها را کم کني آه باران من سراپاي وجودم آتش است پس بزن باران بزن شايد تو خاموشم کني پلای پشت سرم رو به خاطرت ارزون شکستم هر نفس از ته قلبم حس نفرین به تو دارم از تو خاطرات قلبم جای پاتو بر می دارم روی هر سایه ای از تو اشک مرگ رو تو میبارم دل خستمو دوباره با خودش تنها می زارم به چی می نازی بی حیا به اون شبای رنگ خواب به اون دلای هرزه که میشن برات بی تب وتاب توی آغوش کدوم غریبه ای که هوای عاشقی زد به سرت شبا تا صبح پیش کی سر می کنی سر و پا بوی هوس می ده تنت من از خدا نمی گذرم اگه از تو بگذره اگه تو رو ببخشه و آتیش به قلبت نزنه آخرین حرف دل من با تو نیست با بی کسیمه که یه روز خاطره هامو باید از تو پس بگیره زنده موندم که یه روزی تو رو آواره ببینم بیام و یه جای قصه انتقاممو بگیرم بزار بگم مرده نگات تو گریه ی نفرت من می خوام تو رو برنجونم تا گم شی از قسمت من حالا فقط من موندم و این چشای خیس
عزیزم تو بی وفایی ، عادت قلب سیاته هر وقت تو فکر تو میرم روحمو غصه می خوره ازم نخواه ببخشمت جرم تو بخشش نداره اون اشکایی که میریزی هیچ دیگه ارزش نداره فکر نکنی می بخشمت لایق بخشش نبودی وقتی که عاشقت شدم انقد بی ارزش نبودی شکستن یه قلب پاک چقدر واسه تو عادیه ازم نخواه ببخشمت عشق تو قلابی بوده اون حرفایی که میزدی دون واسه مرغابی بوده ازم نخواه ببخشمت تو خاطرم مونده هنوز ظلمی که تو کردی به من یادم نمیره شب و روز ازم نخواه ببخشمت با اون همه رنج و عذاب فکر نمی کردم که بری حتی یه روزی توی خواب چقدر زخمی ام از تو ، اما دلتنگ نگاتم
آرزو دارم كه سقف آرزوهات نريزه لحظه ي سخت رفتنه هيچي تو قلب من نموند نگاه آخرين تو شعر جنونموسرود از التهاب بي كسي پناه آوردم به جنون زندگي زندونه و بس وقتي نباشه همزبون خواستم فراموشت كنم اما خيالت نمي زاشت به غير ديوونه شدن راهي جلو پام نگذاشت منو هرگز نبخش اي مهربونم هميشه بد بودم اينو خوب مي دونم بهتر نشناسي منو مني كه با تو بد بودم تنها از عشق و عاشقي شكستنو بلد بودم لايق موندنت نبود قلب حقيرم ميدونم حقمه تا آخر عمر تنهاي تنها بمونم منو هرگز نبخش اي مهربونم هميشه بد بودم اينو خوب مي دونم بهت تبريك مي گم كه بهت باختم
رفتی و خاطره های تو نشست تو خيالم بی تو من اسير دست آرزو های محالم من مي رم واسه هميشه چرا باورت نمي شه خستم از روزاي ابري خيلي سنگينه نگاهت دوست ندارم تو تابستون بشينم باز سر راهت نمي خوام بازم خيالت قبله ي آرزوهام شه تو بمون و عاشقاي روي پر غرور و ماهت آره من اونم كه گفتم واسه چشم تو ديوونم آره من قول داده بودم تا تهش باهات بمونم ولي پس دادي نگامو زير رگبار غرورت من فقط يه كم شكستم خوب نگام كني همونم چمدون روياهامو ديگه برداشتم و بستم حالا بي اسمم و تنها پر پاييز و شكستم ايني كه حالا مي بيني ديگه مجنون چشات نيست ديگه وقتي نيمه شب شه نگران لحظه هات نيست من برام فرقي نداره كه تو باشي يا نباشي خيلي وقته ديگه نيستي تو دلم جايي برات نيست از تو هيچ چيزي نمونده نه نگاهي و نه يادي من سپردمت به دريا عين يه موج زيادي تازه فهميدم با اين عشق زندگيم چقد تلف شد ديگه از صبر و تحمل تو دل من خبري نيس نفساي قيمتي مو زيرپاهاي تو ريختم پس كو اون هواي تازه بگو كه هيچ اثري نيس باورت شه كه ديگه اون بي گناهه ساده نيستم ديگه اون دختر تنها با پاي پياده نيستم ديگه اون ديوونه اي كه وسط آفتاب مرداد گل سرخاي قشنگو دس تو مي داده نيستم فهميدم سوار رويا توي قصه هاس هميشه هر كي كه نازش زياده خيلي بي وفاس هميشه من ديگه تو رونمي خوام من از عشقت توبه كردم نه يه بار دوبار وصد بار صد هزار مرتبه كردم مث آزادي و زندون مث پرواز و قفس بود همه رو با داشتن تو بدجوري تجربه كردم مي رسه به آسمونا ماجراي تلخ دردم همشون تقصير من بود من خودم بچگي كردم منتظر نيستي مي دونم اما لطفا باورش كن اين دفه يه فرقي داره من ديگه بر نمي گردم من مي رم واسه هميشه چرا باورت نمي شه؟ ياد من نبودی اما من به ياد تو شکستم غير تو که دوری از من دل به هيچکسی نبستم تو گريه هام يواش مي گم از غم دوري هاش مي گم مي خوام بگم كه باختمش اما چه قدر مي خواستمش
حالا ديگه اين تيک تاکه ساعتمه که شده همدم سکوت تنهاييم همه می گن تومنو دوس نداری همشون پشت سر تو بد می گن نمی دونن تو از آسمون می آی خودشون اهل يه دنيای ديگن همه می گن اسمشه تو با منی توی قلب تو يه کم جا ندارم روی اسم تو بايد خط بکشم برم و چشماتو تنها بزارم اونا از چشمای تو بی خبرن نمی دونن که نگات نفس داره همه دوس دارن ازت دس بکشم همشون بهم می گن ديوونه ای همه می گن پيش اون کسی برو که يکم قدر نگاتو بدونه همه با دس منو هی نشون می دن می گن اين ديوونه سا اين همونه هی می گن تو بی وفايی می کنی به منم می گن داری محبت و از چشای اون گدايی می کنی ولی من به اونا گوش نمی کنم تو تموم هستی و بهونمی همه می گن يکی از همين روزا واسه ی هميشه از پيشم میر ی جلوی چشمای بی قرار من يکی ديگه رو تو آغوش می گيری اما من باورشون نمی کنم اونا از عمق دلت بی خبرن تو روی ابرای آسمونی و اونا اينجا تو زمين پشت درن راز چشماتو ولی من می دونم می شينم تا تو مال خودم بشی می ميرم تا از يه راه دور بيای باز بهونه ی تولدم بشی زندگی درد بودنه مردن و نبودن واسه من مرهمه
شبي غمگين , شبي باراني و سرد مرا در غربت فردا رها کرد دلم در حسرت ديدار او ماند مرا چشم انتظار کوچه ها کرد به من مي گفت تنهايي غريب است ببين با غربتش با من چه ها کرد تمام هستي ام بود و ندانست که در قلبم چه آشوبي به پا کرد او هرگز شکستم را نفهميد اگر چه تا ته دنيا صدا... تكليف دلي كه عاشقش كردي چيست؟
اومدی وقتی من یه دنیا غم داشتم رو پلکای خستم همیشه نم داشتم یه عمره می گردم دنبال یه خورشید اومدی فهمیدم من تو رو کم داشتم تو کردی مجنونم من از تو ممنونم تو خوندی از چشمام خیلی دیوونم نگو نمی مونم نگو نمی دونم تو عاشقم کردی تو کردی مجنونم تا آخر دنیا من از تو ممنونم تو گریه ی ابرو به من نشون دادی با برق اون چشمات به مرده جون دادی دلم مثل یخ بود یه تیکه سنگ سخت شکستی این سنگو دلو تکون دادی تو زندگی دادی به یه دل مرده به اونکه تو عمرش ستاره نشمرده حالا تو رو دیده حالا تو رو خواسته تمام دنیاشو واسه تو آورده با دل دیوونه با تک تک اشکام با عاشقی بی ناز با بغض تو چشمام فقط تو بودی که قلبمو دزدیدی فقط تو رو خواستم فقط تو رومی خوام بگو که دیوونم بگو که مجنونم نگو که قسمت نیست نگو نمی تونم بدون تو هرگز زنده نمی مونم بگو که می مونی نگو نمی دونم تو کردی مجنونم من از تو ممنونم چه بی رحمانه غرورم را شکستی ای زمانه
هر کس رو بیشتر دوست داری زودتر دلتومی شکنه شب مهتابه و چشمام بازم از یاد توخیسه دیگه عادت شده با بغض واسه ی تو می نویسه کاش می فهمیدی که قلبم خونه ی آرزوهات بود یه نفس تنها نبودی همیشه دلم باهات بود رفتی بی اونکه بدونی دل من مال خودت بود حال بغضای شبونم به خدا حال خودت بود یه دروغ ساده اما قصه ی ما رو به هم زد سرنوشتمونو آخر با جدا شدن رقم زد تو پشیمون شدی و من حالا صندوقچه ی دردم سخته اما باورش کن من دیگه بر نمی گردم اما یادت با شه حرفا مثل گوله های برفن خیلیا قربونیای بی گناه دو تا حرفن اونیکه فکر نمی کنی آتیش به قلبت می زنه
چه رنجی از محبت ها کشیدیم برهنه پا به تیغستان دویدیم نگاه آشنا در این همه چشم ندیدیمو ندیدیمو ندیدیم سبک باران ساحل ها ندیدند به دوشِ خستگان باریست دنيا مرا در موج حسرت ها رها كرد عجب يار وفاداریست دنيا عجب آشفته بازاریست دنيا عجب بيهوده تکراریست دنيا از تو انتظار نداشتم توی شهری که پر از برجه وآسمونخراش منو بین گرگا و غریبه ها جا بزاری دست از سر م بردار ، کنار تو نمي مونم يه روز مي گفتم عاشقم ، اما ديگه نمي تونم تقصير هيچکی ديگه نيست ، قصه ي ما تموم شده حيف همه خاطره ها ، به پاي کي حروم شده دروغ مي گفتي که برم از بي کسي دق مي کني اشکاتو باور ندارم ، بي خودي هق هق مي کني يادم مي افته لحظه اي که دست تو رو شد برام قسم مي خوردي پيش من که جز تو عشقي نمی خوام دست خودم نيست که ديگه هيچکی رو باور ندارم اين چيزا تقصير تو ه تلافيشو در مي يارم اي كاش بين دلها غصه ها مردانه قسمت مي شدند
قیمت وفا شاید گران تر از آن بود که تنها بها نه ی زندگیم ازعهده ی داشتنش بر آید . بین منو تو فاصله دوست داره دیوار بکشه می ذاری من بسوزم تو هم تماشا کنی اگه دیدی لایقم فکری واسه من کنی می ذاری بارون بیاد از این چشای خسته می دونی مهرت عجیب به دل من نشسته می ذاری من ببافم با رویاهام یه قالی روش بشینیمو بریم جزیره ی خیالی می ذاری بیام تو قلبت منو تو دلت راه می دی دیگه غریبه نیستم به دیوونت جا می دی می ذاری بگم زلالی مثل خود فرشته اینا رو خود خدا رو پیشونیت نوشته می ذاری هر جا باشی منم باشم کنارت خواب تو رو ببینم بیام تو روزگارت می ذاری من خیالم از همه راحت باشه با دیگران بود نت قد یه صحبت باشه می ذاری تو رو بدزدم بریم یه جای خلوت فقط من و تو با شیم یه ساحل و یه نیمکت می ذاری بگم نگاهت رنگین کمونو مات کرد قسمت چه جوری منو دیوونه ی چشات کرد می ذاری بیشتر از من کسی برات نمیره قول می دی که تو قلبت کسی جامو نگیره می ذاری بیام فدات شم می ذاری بگم دیوونم اگه لایق تو باشم می ذاری پیشت بمونم می ذاری بگم شبا من چه اشکایی می ریزم وا سه تولد تو منتظر فصل زرد پاییزم می ذاری برات بمیرم می ذاری به پات بسوزم می ذاری با عشق گرمت سفید شه رنگ روزم می ذاری مثل عروسک با یه نگاه معصوم کنج اتاقت باشم بی سرو صدا و آروم بذار با داشتن تو به عشق تو زنده با شم پیش چشای نازت آب شم و شرمنده شم تا آخر زندگی دست همو بگیریم برای هم بمونیم برای هم بمیریم بذار که ثابت کنم از من دیوونه تر نیست هیچکی از عشق من تو دنیا بی خبر نیست نزار که بیشتر از اینا گل بده غنچه ی غمم
|
About![]()
Archivesمهر 1388مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 Links
عاشقانه ، اس ام اس (ميترا جونم) |